|
در این بخش مطالبی در
مورد نحوه به وجود آمدن یک تصویرسازی بر اساس اتفاق رو
دنبال میکنیم . البته این اتفاق به دو شکل میتونه به وجود
بیاد :
۱ - زمانی که از کلیات کار بی خبریم
۲ - زمانی که از کلّیت با خبریم
۱- زمانی که از کلیات بی خبریم
البته این روش به این معنی نیست که از موضوع کار بی
خبریم و مطمئناً شرط اول به وجود آمدن یک تصویرسازی این
هست که از جزئیات موضوع با خبر باشیم، ولی ممکنه در مورد
عناصر تصویر ایده ایی نداشته باشیم. استفاده از
Texture و
Brush و یا ترکیب هر دو
متداولترین روش برای به وجود آوردن اتفاق هست.
۱ - استفاده از
Texture
با استفاده از ترکیب
Texture متفاوت _تغییر
Mode
های لایه ها_
Color correction
و … میتوان به
فضاهای متفاوت و جالبی رسید.

۲ - استفاده از
Brush
با استفاده از
Brushهای
متفاوت هم میتوان به فضاهایی رسید که البته این روش برای
من خیلی جذابتره چون تنوع فرمی در این روش بسیار زیاده.

۳ - ترکیب
Brush
و
Texture

برای رسیدن به یک تصویرسازی موفق با این روش باید چشمان
تیز بینی داشت تا از تو دل اتفاقات بی منطق یک
تصویرسازی با منطق بیرون بیاریم. تمرین زیاد در این مورد
خیلی میتونه کمکمون کنه و باعث بشه چشمای ما به پیدا کردن ترکیب بندی از
درون اتفاقات عادت بکنه.

۲-
زمانی که از کلّیت با خبریم
در این مورد هم هر ۳ روش رو میشه استفاده کرد با این
تفاوت که ترکیب بندی و کلیات تصویر از قبل مشخص شده.
پس اتفاقات رو فقط در جزئیات کار میشه تست کرد. همانطور
که تو این تصویر مشاهده میکنید این تصویر از قبل توسط
دوست خوبم
قاسم فرحانی روی کاغذ
انجام شده بود، من هم با استفاده از اتفاقاتی که با
Brush ایجاد کردم تصویرسازی رو
کامل کردم.

در هر دو روش بالا نهایتان باید به پیدا کردن عناصر سازنده
تصویر رسید و اضافات رو حذف کرد. روشی شبیه به مجسمه سازی
که از دل سنگی شبیه به فرم بدن انسان یک
پیکر
تراشیده میشه و در نهایت فرممون رو به نتیجه میرسونیم.

از روشهای دیگه ای
هم میتونیم به اتفاق برسیم مثل ایجاد بافت روی کاغذ، اسکن
کردن و در نهایت ترکیب اونها در لایه مختلف و ایجاد فضاهای
متفاوت و هر روش دیگه ای که به ذهنتون برسه، پس در کل به
جای این که اول فکر کنیم میتونیم اول تصویری اتفاقی ایجاد
کنیم و بعد فکر کنیم همینطور با کراپ کردن قسمتی از کادر
یا اضافه کردن به کادر تحولاتی رو توی ترکیب بندی ایجاد
کنیم.
برای کامل کردن کار میتونیم قبل از اینکه جزئیات کار رو با
همون تم بوجود آماده کامل کنیم با استفاده از
Color
Correction به روشهای مختلف اجزای
تصویر رو با هم ترکیب کنیم.
حالا وارد قسمتی میشیم که باید یک
Speed Paint کامل
داشته باشیم یعنی عناصر رو بشه تشخیص داد ولی جزئیات کار
رو نمیشه خوب تشخیص داد :

کلیت کار تا به این مرحله نرسیده نباید وارد جزئیاتی مثل
چشمو ابرو شد چون با این روش ممکنه بعد از ساعتها کار
متوجه بشیم هر قسمت از کارمون با قسمت دیگه تفاوت
داره
چه از لحاظ بافت چه از لحاظ رنگ چه از لحاظ نور.
پس یکپارچگی کلی تا بوجود نیاد هزاران ساعت کار روی
تصویرسازیمون هم نمیتونه چاره ساز باشه.
بعد از تکمیل شدن
Speed Paint
میشه از رنگای که تو خود کار اتفاقی به وجود اومده کمک
گرفت و جزئیات رو ساخت.
پیدا کردن لبه و تفکیک کردن اونها از قسمتهای دیگه درصد
زیادی از جزئیات کار رو میتونه جلو ببره.
حالا با این پیشزمینه میریم سراغ تصویرسازی اصلیمون، من
در اینجا با استفاده از ۳_۴ مدل به روش متفاوت این کلّیت
رو تو کاراکترم پیدا کردم :

با اضافه کردن یک
layer overlay
و ایجاد یک رنگ کلی روی کار وارد برخی جزئیات کاراکتر
شدم.

و ادامه جزئیات..
البته گفتنیست که تا اینجا هیچ
Texture
ی اضافه نشده.

و اینجا بر اساس تصویر ذهنیم از فاینال کار، پایین و بالای
کادر رو کمی کشیدم تا بتونم از فضای بوجود اومده بیشتر
استفاده کنم
و همینطور برای پیش برد سریع کار در
قسمت پایین کار از تکسچر استفاده کردم.

برای فضاسازی و عمق میدان کار دوباره از
Brushهای
متفاوت استفاده کردم تا اتفاقاتی رو که میخواستم در عمق
کار ایجاد کنم
البته یکی از شیرها رو حذف کردم تا جای بهتری تو کادر
براش
پیدا کنم. تقریبا تا اینجا
Speed Paint
کامل شده :

در اینجا جای شیر و پیدا کردم و با اضافه کردنTexture
ریز به کل کار اونو آماده جزئیات کردم :

و در نهایت با پیدا
کردن لبه اصلی و کامل کردن رنگ و نور کار تموم شد.

البته تو این
Making Of
موضوع اصلیمون چگونگی شکل گیری تصویرسازی بود نه تکمیل
کردنش. امیدوارم مفید بوده باشه.
|